تبلیغات
عاشقانه های من و عشقم - بارون + لینک تکونی
درباره ما

بسم الله الرحمن الرحیم

وَ إِن یَكَادُ الَّذِینَ كَفَرُوا

لَیُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ

لَمَّا سَمِعُــوا الـــذِّكْرَ

وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ

وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِین

---------------------------------------------

همه تو زندگیمون لحظات قشنگ زیاد داریم.من میخوام اینجا از اون لحظات قشنگی که با عشقم داشتم بگم تا یادم بمونه زیبایی های این زندگیمون رو...

-----------------------------------

تولد آقاییم : 1369.11.8

تولد خانومیش : 1372.11.27

شب خواستگاری : 1390.10.14

بله برون اصلی : 1390.11.25

آزمایش خون : 1392.2.30

بله برون سوری : 1392.3.2

روز یکی شدنمون : 1392.3.30

-----------------------------------

هروقت رفتیم تو آشیونه عشقمون بهتون خبر میدم...



مدیر وبلاگ : Ghazale
نویسندگان
بقیه صفحه ها
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


kaj tasavir کد کج شدن عکسها در وبلاگ

--------------

------------
عاشقانه های من و عشقم
در این پیچیدگی ها من چه ساده دوستت دارم...
شنبه 3 آبان 1393 :: نویسنده : Ghazale        
سلام دوستای گلم زبانکده محصل
خوبین؟؟خوشین؟؟خداروشکر
دانشگاه این هفته خیلی خوب بود.فقط اینکه یکی از استادا که خیلی دوسش دارم گفت که چهارشنبه بعد از عاشورا و تاسوعا بیاین چون من نمیتونم براتون بعدا جبرانی بذارم و درستون عقب میمونه و منم گفتم استاد من نمیتونم.گفت : اشکال نداره.شما غیبت نمیخورین 
بله اینجوریاس دیگه
راستی این هفته قم بارون اومد حسابی.یکشنبه و دوشنبه هوا فوق العاده گرم بود.انقد که شب بدون هیچ پتویی میخوابیدیم یهو سه شنبه صبح بارون اومد و تا ظهر یه سره بارید  محصل ما هم که عاشق بارون تو این  سرما رفتیم زیر بارون ناهار خوردیم و یه عالمه هم عکس گرفتیم
اینم یه نما از حیاط سلف دانشگاه
 

♥ عاشقانه های من و عشقم ♥

چهارشنبه هم که بابایی رفته بود تودروار برای اینکه لوله کشی آب رو عوض کنه و من باید موقع برگشتن میرفتم ترمینال و با مترو میومدم خونه که آقاییم گفت من میام دنبالت اومد دنبالم و شب اومدیم خونه ما
فرداش هم ساعت  4:30 آقاییم ا
ز سرکار اومد خونه.اول گفت حال ندارم بریم تودروار اما بعدش گفت نه،بریم کمک بابا.خلاصه رفتیم تودروار و شب رسیدیم اونجا.من و داداشی و آقایی اونجا هم بابایی بود با عموم.اونجا با هم بودیم و فرداش هم کار بابایی تمومید و برگشتیم تهران همگی
راستی ماه محرم هم داره میاد و فردا اولین روزشه.اگه روضه ای جایی رفتین و دلتون شکست ما رو هم از دعای خیرتون بی نصیب نذارین

♥ عاشقانه های من و عشقم ♥




ز تمام بودنی ها تو یکی از آنِ من باش
    که به غیر با تو بودن دلم آرزو ندارد 


 
30 مهر شانزدهمین ماهگردمون بود

+ یکی از دوستای خوبم ، "مانیای عزیز" یه وب زده و کارهای دستیش رو به نمایش گذاشته.حتما سر بزنین
محصولات جالبی داره
نمد شاپ

+ لینک تکونی انجام شد



خنده یادتون نره ها
بای بای





نوع مطلب : روزنوشت ، مسافرت و دوردورهامون، ماهگرد هامون، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 8 آبان 1393 11:29
سلام گلم
خوفی؟
خوشبحالتون ک کلی بارون داشتین
وب این دوستت ک زدی باز نشد
الان دوباره میدَمت
Ghazale سلام خانومی.خوف خوفم.شما خوفی؟؟؟
بله
چرا،من الان زدم باز شد
سه شنبه 6 آبان 1393 09:53
سلام عزیزم
اینروزها یلی التماس دعا دارم ..فراموشم نکنی ها..
Ghazale سلام گلم.
حتما.شما هم ما را فراموش نکنین
یکشنبه 4 آبان 1393 14:03
سلام گلم خوبی؟
منم آپم ^_^
آها گفتم چرا فروختین
بعله دیگه بعدا نیویسیده نشد
عزیزم چ بارونی داشتین پس ...
Ghazale سلام عزیزم.خوبم تو خوبی؟؟
اومدم
بله بله
حسابی بارون داشتیم
شنبه 3 آبان 1393 22:32
سلاملکمم سلاملکممم
احوال.مارو نمیبینی ناخوشی ی چیزیت کمه.انگارگمشده داری.اجگال نداره من اینجام عزیزم بیت زیبایی نوشتی. تو کی قصد داری شیرینی بدی بما بری تو اشیونت؟
عسیسم خاستم بگم خاستی ی سر ب وبم بزن و پست بماچه روبخون.اگه همه روخسته میشی اخراروبحون.
وب تولدت چرادیگه بازنمیشه برام.ترکید؟میخاسم ی فضولی بنمایم
Ghazale به به ببین کی اینجاست؟؟تاتی خانوم گل
سلام علیکم خانوم.خوش اومدین
اگه شیرینی میخوای که باید تا تابستون صبر کنی
بازم بیا پیشمون گلم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.